گهر از شیره ی جان تو نوشید
که جاری گشته در شریان زاگرس
سری داری که نامش سنبران است
نشان و شهرت و عنوان زاگرس
ساعت ۲۲:۳۰ شامگاه روز چهارشنبه ۲۴ اردیبشهت ۱۴۰۵ اهواز که هنوز رگه هایی از خنکای بهاری به همراه دارد را به مقصد روستای تیان شهرستان ازنا ترک کردیم.

ساعت ۶ صبح در حالیکه رخ سفیدپوش و ستبر اشترانکوه به ما خوش آمد گفت در روستای تیان پیاده شدیم و با استقبال مسئول قرارگاه کوهنوردی اشترانکوه به قرارگاه رفته ، آخرین اقدامات پیش از رهسپاری به پناهگاه گل گل از جمله چک کردن وسایل کوله ها ، تعویض لباس و کفش ، خوردن چند لقمه صبحانه ، نوشیدن قهوه و سپردن بارها به چهارپا را انجام داده و ساعت ۷ صبح از ارتفاع ۱۷۰۰ متر تیم کوهنوردی آپادانا با بیست کوهنورد مشتاق پا در دامنه ی زیبا و پذیرای اشترانکوه گذاردیم.

دامنه ی آلپی این رشته کوه زیبا در ماه اردیبهشت محل چرای گله های متعدد گوسفند است و تصویر چرای گوسفندان در پس زمینه ی تمام عکس هایی که به یادگار گرفته می شود نمایان خواهد بود. تابلوهای راهنمای پناهگاه در طول پاکوب نشانگر مسیر هستند و پستی و بلندی مسیر نه تنها خسته کننده نیست بلکه به انرژی گروه می افزاید. ساعت ۸:۳۰ صبح چند دقیقه ای به صرف چای و تنقلات گذشت و تیم دوباره مسیر پناهگاه را در پیش گرفت. هر چقدر از تیان دورتر می شویم و به پناهگاه نزدیک تر ؛ قله های برفی اشترانکوه با پرسپکتیو دقیق تری نمایان می شوند و رخ عظیم و پر ابهت خود را بیشتر نشان می دهند.

ساعت ۱۷ طبق برنامه ریزی قبلی مانور امداد و نجات با حضور کادر امداد و نجات و با سناریوی سقوط از ارتفاع و هیپوترمی برگزار می شود و ساعت ۱۸ با برگزاری جلسه ی صعود با کادر فنی و ارائه آخرین نکات و یادآوری های لازم جهت یک صعود بهنگام و ایمن با اشاره به ابزار لازم و ضروریات کوله ی صعود از سوی کادر فنی، کم کم برای استراحت و خواب از ساعت ۲۰ تا ۲۴ آماده می شویم. طبق برنامه ریزی قبلی راس ساعت ۲۴ سرپرست برنامه اعلام بیدار باش و تجهیز برای صعود نمود. ساعت ۱ صبح اعزام به جانپناه چال کبود و سپس قله را آغاز کرده و دیری نگذشت که گروه برای حرکت روی یخچال ها اقدام به پوشیدن کرامپون و گذر از یال گرده ماهی آماده شد. باد ۴۰ کیلومتر که از اواسط شب کمتر شده بود همچنان تکانه هایی به تیم می داد و تیم دل تاریکی شب با گام هایی مصمم و محکم و در حالیکه طلوع داس کمرنگ ماه شب اول نمایان می شد ، شیب طاقت فرسای گرده ماهی را پشت سر می گذاشت. پاکوب زیگزاگ یال گرده ماهی اگرچه مسیر را طولانی تر می کند اما می تواند به شکستن شیب ممتد و اطمینان از هم هوایی بهتر به واسطه ی فرصت بیشتر برای تنفس با گام های کوتاه کمک کند و رفته رفته کوهنوردان را برای قرار گرفتن در مسیر یال سوزنی و صعود به قله آماده کند.

ساعت ۳:۳۰ استراحت کوتاهی در جوار سنگ مثقال گذراندیم و دوباره گام در شیب مسیر گذاشتیم. ساعت ۴:۳۰ شفق گشوده شد و اشتیاق برآمدن آفتاب از پس تاریکی و سرما به گروه انرژی دوباره ای داد. ساعت ۶ صبح در حالیکه جان پناه چال کبود نمایان می شد پا در دشتی مسطح که قله های برافراشته ی اشترانکوه را گرداگرد خود جمع کرده بود نهادیم و قلل گل گل ، فیالستون و کول جنو که هر یک در ستبری و سرسختی تنه به عظمت سنبران سیمرغی میزنند را یک به یک به نظاره نشستیم و عظمت یخچال ها و قیف های پر خطر و پرحادثه اشان را مرور کردیم. یک ساعت به استراحت و صرف صبحانه و چای در جانپناه و همچنین پوشیدن دوباره ی کرامپون گذشت

در جانپناه چهار نفر از همنوردانی که کرامپون مناسب صعود از شیب یخی سنبران را نداشتند و همنوردی که علائم ارتفاع زدگی داشت با صلاحدید کادر فنی عقب نشینی کرده و آنها و به پناهگاه گل گل بازگشتند و ساعت ۷ صبح ۱۶ نفر دیگر به عنوان تیم صعود کننده به قله ، طول دشت را پیمودیم و به انتخاب کادر فنی یال سوزنی از جبهه شمالی به جای قیف پرخطر به عنوان مسیر اصلی صعود به قله انتخاب گردید. به ابتدای یال سوزنی پر شیبی که ما را به خط الراس سنبران وصل می کرد ، رسیدیم. پیمایش یک ساعته ی یخچال بخش زیادی از انرژی تیم را گرفت و ابتدای خط الراس مکان مناسبی برای کمی استراحت و بازیابی انرژی از نور خورشید بود. عبور از خط راس با وجود پرتگاه های خطرناکی که وزش باد آنها را مستعد سقوط کرده بود و همزمان مسیر دست به سنگ بخش دلهره آور صعود بود که با دقت، سرعت مناسب و صبوری لازم بدون حادثه طی شد.

مسیر پر برف و سنگی یال سوزنی و خط الراس با وجود تکانه های باد در حالی که دمای حسی را تنفی ده درجه کاهش میداد اگرچه چالش مسیر را چند برابر کرده بود اما اراده ی همنوردان بر چالش ها فائق آمد و راس ساعت ۱۰ صبح ۲۵ خرداد ۱۴۰۵ شانزده کوهنورد آپادانا نشان بر قله ی ۴۱۵۰ متری سنبران ایستادند و صعودی غیرتمندانه و همدلانه را تجربه نمودند. تشریفات قله در حالیکه دریاچه ی کم نظیر گهر در پشت زمینه ی عکس تابلو خودنمایی می کرد و قلل سفیدپوش و سر به فلک کشیده ی زاگرس بر گرد سنبران جلوه می نمایاندند به جا آورده شد و تیم صعود با همان ترکیب و ترتیب اقدام به فرود نمودند.

یخچال ها و برف ها با بالاآمدن خورشید کمی آب شده و فرود را در ابتدای مسیر کمی زمان بر نمود. سپس یخچال ها و وسوسه ی سرسره بر سرعت فرودمان افزود و انرژی از دست رفته را با شادی سر خوردن روی برف ها باز گرداند. ساعت ۱۴ پناهگاه گل گل پذیرای قدم های خسته ی تیم بود و پس از استراحتی کوتاه و صرف کمی خوراکی دوباره کوله ها را آماده کرده ، پناهگاه را از حیث زباله زدودیم و مسیر روستای تیان را در پیش گرفتیم. هوای اردیبهشت و صدای چرای گله های گوسفند در حالیکه دامنه های گل گل و اشترانکوه را ترک می گفتیم خاطره ساز بخش پایانی صعود ما شدند ساعت ۱۸ بعد از آنکه در قرارگاه تیان اقدام به تعویض لباس و کفش ، نوشیدن چای و صرف کمی خوراکی نمودیم روستا را به مقصد اهواز ترک گفته و ساعت ۲ بامداد پایان صعود خاطرانگیز ما به قله ی سرسخت ولی به یادماندنی سنبران بود .
گزارش : خانم امانی









